در یک جمله بگویم:
اگر راستش را نمیخواهید، از من سؤال نپرسید!
درباره من
در یک جمله بگویم:
اگر راستش را نمیخواهید، از من سؤال نپرسید!
من باور دارم حقیقت، بزرگترین احترامی است که میتوان به یک انسان گذاشت. به همین دلیل تلاش میکنم واقعیت را همانطور که میبینم بیان کنم؛ حتی وقتی شنیدنش خوشایند نیست. نه برای قضاوت، نه برای ناامید کردن، بلکه چون فکر میکنم هیچ تصمیم خوبی بر پایه توهم ساخته نمیشود.
وقتی کسی از من مشورت میخواهد، تصور میکنم ارزشمندترین داراییاش را به من سپرده است؛ بخشی از زندگیاش. به همین دلیل، ترجیح میدهم حقیقتی را بگویم که شاید امروز خوشایند نباشد، تا جملهای که فقط احساس بهتری ایجاد کند. گاهی این صداقت، فاصله میاندازد. گاهی باعث دلخوری میشود. اما اگر حتی سالها بعد، به تصمیم بهتری منجر شود، ارزشش را داشته است.
من حتی وقتی برای استخدام با کسی مصاحبه میکنم، واقعیت را درباره تصویری که از آن سوی میز به نظر میرسد میگویم: شاید هیچکس دیگر آنقدر برای شما احترام قائل نشود که از آرامش لحظهای خودش عبور کند تا یک زاویه دیگر از واقعیت را به شما نشان دهد. خیلی سادهتر است که با لبخند و بیچالش از کنار هم بگذریم؛ اما باور دارم اگر بدانیم واقعیتِ چندوجهی جهان چطور کار میکند، شاید بتوانیم آن را مدیریت کنیم...
همه ما اشتباه میکنیم؛ و من شاید بیش از هر کس دیگری... باور دارم آنچه اهمیت دارد، شجاعت پذیرفتن مسئولیت تصمیمهایی است که گرفتهایم. حتی وقتی اشتباه کردهایم، آن تصمیم هم قسمتی از مسیر ماست: بخشی از مسیر یادگیری. انکار آن، آغاز تکرار آن.
زندگی به من یاد داده است که هیچ موفقیت، جایگاه، رابطه یا فرصتی همیشگی نیست. شاید به همین دلیل، بیش از آنکه به حفظ تصویرِ همان لحظه فکر کنم، به حفظ توانایی دوباره ساختن فکر میکنم؛ و پیش از از دست دادن، انگار همیشه دارم چیز جدیدی میسازم...
هرچه بیشتر آموختهام، بیشتر فهمیدهام که بسیار نمیدانم. علیرغم نیاز ذاتیام به تحلیل و پیشبینی، امروز میفهمم که معادلات محدودی از معادلاتی که واقعاً بر جهان حکمفرماست دیدهام؛ اما تا همینجا هم مجهولات بیشمار است: چنین سیستمی قابل حل نیست، پس حداقل باید پیچیدگیاش را به رسمیت شناخت... به همین دلیل هنوز هم باورها، تحلیلها و حتی اطمینانهای خودم را زیر سؤال میبرم. اطمینان بیش از حد، اغلب آغاز خطاست.
من هم مانند هر انسان دیگری غم، ترس، خشم، امید و هیجان را تجربه میکنم. تلاش نمیکنم آنها را انکار کنم؛ تلاش میکنم اجازه ندهم جای قضاوت و تصمیم را بگیرند.
این صفحه مجموعهای از حقیقتهای قطعی نیست. تصویری است از آنچه تا امروز، تجربه به من آموخته است. ممکن است چند سال دیگر، بعضی از این باورها را اصلاح کنم. اگر چنین شود، آن را نشانه شکست نمیدانم؛ نشانه ادامه یاد گرفتن میدانم.
شاید تنها چیزی که امروز با اطمینان میتوانم بگویم این باشد:
«هرچه بیشتر یاد گرفتهام، بیشتر فهمیدهام که چه اندازه هنوز نمیدانم.»
و اما اگر روایت رسمیتر را میخواهید — آنچه معمولاً در صفحههای «درباره من» مینویسند:
مسیر حرفهای
سوده حیدرینسب مدیری نوآوریمحور با بیش از یک دهه تجربه در ارزشگذاری داراییهای نامشهود، سرمایهگذاری جسورانه و عملیات صنعتی فناوریهای پیشرفته است؛ پروفایلی از رهبری که تولید صنعتی، سرمایهگذاری مبتنی بر مالکیت فکری و تجاریسازی نوآوریهای عمیق فناورانه را در بر میگیرد.
او بهعنوان بنیانگذار و رئیس هیئتمدیره رایان توسعه پایا، شرکت پیشگام ارزشگذاری و نوآوری با چشمانداز «از ایده تا IPO»، در شکلگیری استانداردهای ملی ارزشگذاری مالکیت فکری نقش داشته و بهعنوان مدیرعامل صندوق سرمایهگذاری جسورانه نقدینه، راهبردهای سرمایهگذاری مبتنی بر مالکیت فکری را هدایت میکند.
کسبوکارها و رهبری
حوزههای تخصصی
تحصیلات و تدریس